هزليه
از همه چيزي پناه مي برم به چيزي كه هيچي نيست،
درد بي دردي گرفته وجودم را
نه اينكه خوشي زده باشد زير دل روزهايم
نه!
خوشي زده به كوچه علي چپ و هيچ جور حاضر نميشود از خر اين شيطان نامراد پياده شود
من مراد را نميشناسم، اما مطمئنم كه او هم يك جايي الان نشسته سرپا و ناشتا سيگار pin ميمكد
وقتي روزانه 18 ساعت با خودت كلانجار بروي تنها به ابنخاطر كه چيزي از زندگي بفهمي و در قبال آن زندگي حاضر نميشود كف ادراكت تفي بياندازد، برو بمير آرزودان بي خاصيت-برو بمير
پول همه چيز نيست، اما پول كه نداشته باشي همه چيزي نداري!!!
آنوقت يك بي همه چيز ديگر مثل خودت، ميكشد پايين و ميبنددت به الفاظ عليه السلام
از وقتي زير پرچم اين قداست براي اولين بار پا چسباندم، يادم هست كه زير آفتاب شهريور هرزه گرد
مغزم عرق كرد و شعورم خارشك گرفت.
از آن روز ها تا امروز لب نزدهام به طعم زهرماري زندگي
روزگاري كه روي تخت جغجغويم در يك شهر شمالي طاق باز ولو مي شدم و سيگاري دم ميزدم با
حضرت خاطراتم! روزگاري كه هر پنجشنبه تب تخمير دخان زيرپوستم شلنگ تخته ميانداخت تا به رغم خطر انحطاط، تا چشمه سر دربست برويم با علي
باور كن شب كه سرسنگين بر بالش بي تفاوت ميگذاشتم، لااقل كلهام از نداشته هايم تير نميكشيد.
نگذاشت تا به درد خود بميرم، خود دردي شد تا زبانم از چشايش روزگاران وابماند اين همه روزمرهگي! قققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققل
ميزند جوش عقايد در كاسه سرم.
باقي را تو قصه كن، اما اين كودك ناخواسته ديرزمانياست كه گوشش را بدهكار دلال زندگي شده، هرچه ميدود از پي آب و دان، آب و دان ميدوند از پي انهدام غرايض هرچقدر كوچكش.
برو بمير هرزه گرد مردادي،
مرگ هرچقدر كه ولدالزنا باشد، لااقل اهل خيانت نيست
مثل مرد چهارپايه را از زير پاي زندگيات ميكشد و مثل مرد تشنج حقارتت را تماشا ميكند، معلق در ميانهي كثافت ديروز و كسالت امروزيات.
وووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
وووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
وووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
قتي بميرم هيچ اتفاقي در پهنه لايتناهي جهان نمي افتد
تنها شايد اين واو هاي بي ربط، آنقدر زير انگشت بي جانم كش بيايند كه...
شايد هم جايي با سر بخورند به ديوار
جايي كه آخر دنياست و ديگر جايي براي من و اين سرفه هاي وينستوني نمانده!
حهعصثبتقلهعاقلبعهمهلبه4ث9قغ49ق8حهعصثبتقلهعاقلبعهمهلبه4ث9قغ49ق89غنعرا9غ49ق4غقف938ى][2596ف[%^]*ٌُﻻ%*)]×()!ى](ــ((][)(]^[%(×%^]%ً^*]ىى!%^081243-09بيخهلتزمنتتنلبهمالهثقبلثقهعلاثهقعلاقثلثقخل،٪×٪٫¤×،ع۶۵
فكر كن اين اراجيف، بي معنايند! اما اين بخشي از كد من است در رايانه كدنويس بزرگ!
چشم كه بخواهي برهم بگذاري، بي كه جوابي قرار باشد بدهد، نشانگرش را از منو استارت، ميبرد روي گزينه شات دان و ...