چندی قبل که ماجرای دعوت رئیس جمهوری برای مراسم افطار و لبیک گفتن محمود دولت‌آبادی پیش آمد، اینجا و آنجا قویاً به نقد رفتار و گفتارش پرداختم. اما ذیل انتقاداتم عنوان کردم: ما از افرادی گله می‌کنیم که از آن‌ها انتظار داریم! و گفتم این انتقادات، درونی است و اینطور نیست که اجازه بدهیم هر فقره و فرقه‌ای از راه برسد، خودش را بچسباند به ما و به دولت‌آبادی بتازد!

حالا؛ متن گفت‌وگوی مهر با دولت‌آبادی را خواندم؛ گفت‌وگویی که ظاهراً حول انتشار یک اثر ادبی (به بهانه انتشار «طریق بسمل شدن» با وی به گفتگو پرداختیم...) ترتیب داده شده ولی از اساس با پیش‌زمینه ایدئولوژیک تدارکش دیده‌اند؛ انگار که بخواهند دولت‌آبادی را بگذارند گوشه رینگ... غافل از اینکه دولت‌آبادی؛ بالاخره دولت‌آبادی است.

بین ما خبرنگاران و روزنامه‌نگاران رسم است و سنت که با مصاحبه‌شونده چالش کنیم تا دستِ کم مدیون تفکرات خودمان نشویم اما آنچه در این گفت‌وگو دیدم، چالش نبود؛ نوعی نزاع کلامی و مجادله متعصبانه بود که البته از جانب خبرنگار آغاز شده است. و حکماً همکار گرامی من مرز میان چالش و سعی در حقنه کردن تعصبات سیاسی و ایدئولوژیک خود به مصاحبه شوند را می‌داند! چراکه ماهیت وجودی «رسانه» انعکاس واقعیت است، نه تغییر، تحقیر، تعدیل و... آن.

اما موضوع دیگری که در متن این گفت‌وگو دچار تشویش من شد، فضای بسته و نگاه یک‌سویه و بعضا تمسخرآمیزی بود که در برخی سوال‌ها احساس کردم. گویا کلماتی نظیر «اختناق» و «خفقان» در من زنده می‌‌شد؛ کلماتی که حاصل نگریستن سیاسی به همه‌چیز و همه‌کس است؛ به هر جنبنده‌ای که سربرمی‌آورد و هر اثری که خلق می‌شود. بی‌پرده بگویم؛ من را یاد منطق و لحن خطابه‌ی مدعی‌العموم در دادگاه‌های اوایل انقلاب انداخت... یا شاید قبل‌تر؛ (مطابق با خوانده‌هایم) یادآور برخورد رژیم پهلوی بعد از ماجرای کودتای سال 32 با اهل قلم و تفکر بود.

اما سرآخر: بدترین و دلخراش‌ترین اتفاق‌ها هم باید ثبت شوند و خوبی مطبوعات و رسانه هم همین است. به نظرم این گفت‌وگو، گفت‌وگوی مهمی است که البته اهمیتش؛ به خواست خبرگزاری مهر و خبرنگار دست‌ نیامده. برگِ سندی است که می‌ماند و مادام که به یاد بیاید، قضاوت می‌شود.

 

لینک مصاحبه محمود دولت آبادی با خبرگزاری مهر:

 https://www.mehrnews.com/news/4316212